افتادن در دام خطای هزینه‎‎ی هدر‎رفته

از کتاب هنر شفاف اندیشیدن

✅ تکه کتاب

 

 

۱- فیلم افتضاح بود. بعد از یک ساعت، در گوش همسرم گفتم “پاشو برویم خانه”. گفت “بهیچ‎وجه. قرار نیست سی دلارمان را دور بریزیم.” با اعتراض گفتم “این توجیه درستی برای ماندن نیست. چه بمانیم و چه برویم، سی دلار را خرج کرده‎ایم. این عامل نباید در تصمیم ما نقش داشته باشد.”

 

۲.  روز بعد، در یک جلسه‎ی بازاریابی شرکت کردم. چهار ماه از شروع فعالیت کمپین تبلیغاتی می‎گذشت. حتا یکی از اهداف‎مان نیز محقق نشده بود. به نظر من بهترین راه، انصراف از کمپین بود اما مدیر تبلیغات با اصرار می‎گفت “ما سرمایه‎گذاری زیادی برایش انجام داده‎ایم. اگر الان متوقفش کنیم، یعنی همه‎ی این هزینه ها بی‎دلیل بوده.” او هم یکی از قربانی‎های خطای هزینه‎ی هدر رفته است.

 

۳.  سرمایه‎گذاران اغلب قربانی این خطا هستند. بیشتر وقت‎ها، تصمیم‎های تجاری‎شان را براساس قیمت خرید می‎گیرند. آن‎ها می‎گویند: “پول زیادی به خاطر این سهام از دست داده‎ام، الان نمی‎توانم بفروشمش.” به شکل طنزآمیزی، هر چه سهامی ضرر بیشتر بدهد، سرمایه‎گذاران، تمایل بیشتری برای نگه‎داشتنش دارند.

 

۴.  کنکورد، نمونه بارز یک پروژه‎ی ناموفق دولتی است. هر دو طرف قرارداد (بریتانیا و فرانسه) از مدت‎ها قبل می‎دانستند تجارت این هواپیمای مافوق صوت هرگز به صرفه نبوده، اما کماکان به صرف مبالغ هنگفت ادامه دادند، شاید فقط برای حفظ ظاهر. به همین دلیل، اغلب خطای هزینه‎ی هدر رفته را اثر کنکورد هم می‎نامند.

 

 

 

📚 هنر شفاف اندیشیدن

📝 رالف دوبلی

📋ترجمه: عادل فردوسی‌پور

 

#تکه_کتاب