حکایت های مدیریتی

افراد بزرگ چطور دنیا را تغییر می دهند ؟

افراد بزرگ چطور دنیا را تغییر می دهند ؟ در سال ١٩٨٣ جابز به دنبال جذب جان اسکولی ، مدیر عامل شرکت پپسی بود؛ اما به رغم تلاشی که استیو جابز برای جلب رضایت اسکولی انجام می داد، وی از همکاری با اپل طفره می رفت؛ اما تنها یک جمله همه چیز را تغییر داد. […]

جزییات بیشتر

چرا تو وزیر شدی و من باغبان؟

پادشاه در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت: پادشاه ! فرق من با وزیرت چیست؟! من باید این‌گونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او در ناز و نعمت زندگی می‌کند و از روزگارش لذت می‌برد! پادشاه کمی فکر کرد و دستور داد باغبان و […]

جزییات بیشتر

حکایتهای مدیریتی ۳ – مشتریان باارزش

مشتریان باارزش در اوزاکا، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌های خوشمزه‌ای بود که می‌پخت. مشتری‌های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ها بسیار گران بود. صاحب فروشگاه همیشه در همان عقب مغازه بود و هیچ وقت برای خوش‌آمد مشتری‌ها به این طرف نمی‌آمد. مهم نبود که مشتری چقدر ثروتمند است. […]

جزییات بیشتر

حکایتهای مدیریتی ۲ –شما مرغابی هستید یا عقاب؟

شما مرغابی هستید یا عقاب؟ وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است. اگر راننده ی […]

جزییات بیشتر

حکایتهای مدیریتی ۰۱ – مسلماً مورچه

مورچه هر روز صبح زود سر کار می رفت و بلافاصله کارش را شروع می کرد و با خوشحالی هر روز کار زیادی انجام می داد. رئیسش که یک شیر بود از اینکه می دید مورچه می تواند بدون سرپرستی بدین گونه کار کند، بسیار متعجب بود. بنابراین سوسکی را که تجربه بسیار بالایی در […]

جزییات بیشتر
  • آخرین دیدگاه ها

  • مطالب پیشنهادی

  • حکایت مدیریتی

    لورم ایپسوم یک متن تستی در صنعت طراحی وب است.

    لورم ایپسوم یک متن تستی در صنعت طراحی وب است.

    لورم ایپسوم یک متن تستی در صنعت طراحی وب است.